تلاش برای بی‌اهمیت جلوه‌دادن بحران

یادداشت امروز من در روزنامه شرق این سوال را مطرح کرده که چرا حاکمیت یا دولت در برابر هرگونه بحران تلاش دارد موضوع را کوچک یا بی‌اهمیت نشان دهد؟ تلاش کردم با استناد به آراء مانوئل کاستلز به این سوال پاسخی بدهم.

در چند‌ماه اخیر حداقل دو عنوان مهم برای تعطیلی رسمی شهرها و استان‌های کشور وجود داشته که اولی موضوع آلودگی هوا در و دیگری نیز موضوع گاز طبیعی بوده است. در هر دو بحران اخیر، به نظر می‌رسید نوعی آشفتگی بر نحوه اطلاع‌رسانی بحران حاکم است.

در قضیه اخیر بحران گاز، همه منتظر جلسه استانداری بودند و خروجی واقعا غافلگیرکننده بود؛ تمام ادارات و دستگاه‌های اجرائی دولتی و بانک‌ها با حضور یک‌سوم کارمندان و شعب دایر می‌شدند و تأکید شده بود همه سیستم‌های گرمایشی ادارات دولتی، بانک‌ها و مجتمع‌های تجاری، تفریحی، فرهنگی و ورزشی باید کاملا خاموش باشد. کلاس‌های همه مدارس به‌صورت غیر‌حضوری تشکیل می‌شود و رؤسای دانشگاه‌ها درباره برگزاری امتحانات پایان‌ترم دانشجویان تصمیم می‌گیرند.

در بادی امر به نظر می‌رسد این تصمیم یک‌سوم و دو‌سوم مذکور خنده‌دار است. راه‌حل پیشنهادی مقامات این بود که کارکنان با لباس گرم به سر کار بیایند. همچنین اگر بنا باشد گرمایش خاموش باشد، چه فرقی می‌کند یک‌سوم کارکنان بیایند یا دو‌سوم یا همه کارکنان؟

 

چرا وزیر کشور بلافاصله این تصمیم استانداری تهران را لغو و اعلام کرد بخش خصوصی و دولتی تهران یکشنبه تعطیل خواهد بود؟ آیا افرادی که در جلسه‌ استانداری چنین تصمیمی گرفته بودند، از بدیهیات منطقی غافل بودند؟

پاسخ قطعا منفی است. پس اکنون در ورای ماجرا چه حقیقتی وجود دارد؟

مانوئل کاستلز، اندیشمند بزرگ اسپانیایی معاصر، از‌جمله متفکران عرصه ارتباطات نوین است. سه‌گانه معروف او (با عنوان کلی جامعه شبکه‌ای) به همراه کتاب مهم قدرت ارتباطات، حاوی این نظریه است که شبکه‌ها، ریخت اجتماعی جدید جوامع ما را تشکیل داده و گسترش منطق شبکه‌ای تغییرات چشمگیری در عملیات و نتایج فرایندهای تولید، تجربه، قدرت و فرهنگ ایجاد می‌کند.

به‌‌طور‌کلی دولت کنونی مانند هر دولت دیگری خود را در اوج قدرت تلقی کرده و معتقد است توان انباشتی موجود در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از حیث مقابله با هر بحران یا پدیده یا رویداد (اعم از پیش‌بینی‌پذیر یا پیش‌بینی‌ناپذیر) کفایت کرده و از طرفیت حل تمامی مشکلات و مصائب برخوردار است.

حتی در موردی مثل کرونا که وحشت عالم‌گیری را به دنبال داشت، از همان ابتدا موضوع بی‌نیازی از هرگونه کمک خارجی مطرح بود و منابع بی‌شماری برای ساخت واکسن داخلی صرف شد.

به این اعتبار، هرگونه انفعال در برابر مشکلات مذکور، به‌طور مستقیم به کاستی و نقصان مؤلفه قدرت در ساختار سیاسی ربط داده می‌شود.

از کاستلز نقل شده که قدرت در وهله اول از طریق معناسازی در ذهن انسان و به کمک فرایندهای ارتباطی اعمال می‌شود که در هرگونه شبکه‌ با رویکرد ارتباط جمعی، اعمال و اجرا می‌شود.

کاستلز به این اشاره می‌کند که روابط قدرت تا حد زیادی وابسته به ساخت معانی از طریق انگاره‌سازی در عرصه «ارتباطات اجتماعی‌شده» است.

او از مکانیسمی به نام «سیاست اطلاعاتی» یاد می‌کند که وظیفه آن کاربرد اطلاعات و پردازش آنها به‌عنوان یک ابزار مطمئن در ایجاد قدرت است.

در‌عین‌حال، به باور او پایگاه‌های جدید قدرت در دل تصاویر و رمزگان اطلاعاتی شکل می‌گیرد؛ چرا‌که پایگاه اصلی این قدرت‌ها در اذهان مردم است.

به گفته کاستلز، قدرت از طریق برساخت حقیقت در مغز ما اعمال می‌شود. در‌واقع، قدرت در حوزه ارتباطات شکل می‌گیرد. به همین خاطر است که هرگونه خبر ناشی از بحران گاز باید به شیوه‌ای تولید و ارائه شود که خدشه‌ای به ذهنیت افراد نسبت به قدرت دولت وارد نکند.

اکنون می‌توان متوجه شد که منطق پشت «یک‌سوم و دو‌سوم» چه بوده است.

منطق این است که هرچند بحران گاز جدی است‌ اما نباید این تصور ایجاد شود که بحران مذکور می‌تواند تأثیری در فعالیت دولت داشته باشد.

دولت همواره و در بدترین حالات نیز قادر به فعالیت است‌ ولی جهت رعایت شرایط کنونی، با یک‌سوم ظرفیت خود کار می‌کند.

همچنین دولت در حمایت از صرفه‌جویی گاز باید دستگاه‌های گرمایش ادارات را خاموش کند؛ چرا‌که دولت مقتدر پیش از همه باید از خود شروع کند.

دولت در‌عین‌حال هم «تعطیل نیست» و هم «تعطیل هست». تعطیل نیست؛ چرا‌که کارکنان ادارات در ساختمان‌های دولتی حضور دارند.

البته همه جا هم‌زمان تعطیل هم هست؛ زیرا کارکنان ادارات بدون سیستم گرمایش قادر به کار مؤثر نیستند‌ اما صرف حضور آنها (بدون داشتن هیچ‌گونه کارآیی در سرما) حاکی از استمرار خدمات دولتی است.

فعالیت بخش خصوصی نیز تابعی از فعالیت بانک‌هاست. همین وضعیت «تعطیل نیست‌/ هست» بر بانک‌ها حاکم است.

به‌این‌ترتیب اگر کسی ادعا کند دولت در این بحران تعطیل شده است، می‌توان کارکنانی را به او نشان داد که با لباس گرم، پشت میز خود حضور دارند. اقتصاد و بخش خصوصی نیز تعطیل نیست؛ چرا‌که بخشی از بانک‌ها در حال فعالیت هستند.

بنابراین، این ادعا که بحران گاز بر دولت فائق آمده است، با ارائه این تصاویر (آنچه کاستلز از آن ذیل عنوان «انگاره» نام می‌برد) می‌تواند زیر سؤال برود.

اما این تصاویر انگاره‌ای به قدری با برداشت عموم مردم از امور متعارف منافات داشت که در‌نهایت مقام بالاتر (یعنی وزیر کشور) وارد صحنه شد و اعلام کرد نه‌تنها دولت بلکه بخش خصوصی نیز تعطیل است و این حکم دقیق مسئله بحران گاز بود.

هرچند بسیاری از این تصمیم متضرر می‌شوند‌ اما وقتی پای خیر عمومی درمیان باشد، تمامی مردم کشور به آن گردن می‌نهند.

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.