خبرگزاری مهر اظهارات دو مقام وزارت نفت را در کنار هم قرار داده و نتایج اشتباهی را استخراج کرده است.
یادداشت امروز من در سایت شانا؛ به همین موضوع اختصاص دارد.
((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((
شکی نداریم که اطلاعرسانی در حوزهی نفت، یک کار علمی و با پشتوانهای از دانش فنی و تخصصی است. از جملهی این «علم»ها میتوان به اقتصاد، مدیریت، مهندسی و … اشاره کرد.
بنابراین فعالیت در این حوزه، نیازمند تجمیع و استفاده از واژههای تخصصی است. به بیان دیگر در هنگام استفاده از عبارتها، میبایستی حتماً به مفاهیم مربوطه وفادار بود و به انتخاب خود دست به تحریف و یا قلب این تعارف نزد.
نمونهای از این تحریفها را میتوان در خبر یکی از خبرگزاریها رصد کرد.
سیدمهدی حسینی رئیس کارگروه اصلاح قراردادهای نفتی وزارت نفت در گفتگو با این رسانه به موضوع «بالا بودن جذابیت سرمایهگذاری در صنعت نفت ایران» اشاره کرده و گفته که در شرایط فعلی، هزینه استخراج یک بشکه نفت خام در ایران و برخی از کشورهای منطقه خاورمیانه بسیار ارزان قیمت تر از سایر نقاط جهان است.
ایشان تصریح کرده که در شرایط سقوط قیمت نفت؛ کشورمان جزء معدود کشورهایی است که از هزینه بسیار پائین سرمایه گذاری برای تولید یک بشکه نفت برخوردار است.
این خبرگزاری در ادامه به سراغ یکی دیگر از مسئولان وزارت نفت رفته است.
عبدالمحمد دلپریش مدیر برنامه ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران با بیان اینکه با در نظر گرفتن سرمایه گذاریهای جدید هزینه تولید و استخراج یک بشکه نفت ایران به پنج دلار هم نمی رسد، معتقد است که هم اکنون هزینه تولید یک بشکه نفت در میادین خشکی بین ۳ تا ۵ دلار و هزینه تولید نفت از میادین دریایی ایران در خلیج فارس حدود ۵ تا ۶ دلار است.
این خبرگزاری از قول یک مرجع ناشناس ، به «بررسیهای انجام شده از میادین مناطق نفتخیز جنوب کشور» اشاره کرده و مدعی شده که طبق این بررسیها، در حال حاضر هزینه تولید هر بشکه نفت بین ۱.۵ تا ۱.۸ دلار در هر بشکه است.
آنگاه طی یک جدول مقایسهای، «هزینهی تولید» بین چند کشور مقایسه شده است.
کل ماجرا همین بوده؛ اما از آنجا که ممکن است این اطلاعات(از حیث آنکه در یک خبرگزاری منتشر شده) در آینده مبنای تولید اخبار ویا ارائهی تحلیلها قرار بگیرد؛ لذا به نظر میرسد که باید در مورد مفاهیم مورد استفاده در این مطلب؛ توضیحاتی ارائه شود.
در یک نگاه کلی، شاید اطلاعات فوق؛ منطقی و صحیح به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که مفاهیم به کار رفته در این مطلب؛ از پایهی علمی مستحکمی بهره نبرده است.
تیتری که بر تارک آن نشسته ، «تولید ارزان قیمتترین نفت جهان درایران» است.
چنانکه در اول این وجیزه ذکر شد، توجه به «مفاهیم» و «تعاریف»، اهمیت زیادی دارد. گویا از اطلاعات این گزارش؛ تحت عنوان «قیمت تمامشدهی تولید نفت ایران» هم استفادههایی شده است.
۱ – از منظر اقتصادی، الزامی وجود ندارد که هرگاه هزینهی سرمایهگذاری پایین باشد، آنگاه قیمت تمامشده هم به تبع آن پایینتر باشد! در متن اظهارات مدیر محترم برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی نفت نیز در هیچکجا (و یا حداقل در آن قسمتی که در این گزارش استناد شده است)؛ به ضرص قاطع حکمی در مورد پایین بودن قیمت تمامشدهی تولید نفت ایران بیان نشده است.
۲ – همچنین در متن اظهارات ایشان؛ هیچ کجا با قاطعیت اعلام نشده که قیمت تولید نفت ایران؛ پایین است. ایشان از عاملی به نام «در نظر گرفتن سرمایهگذاریهای جدید» نام بردهاند و در واقع قائل به یک شرط مهم شدهاند.
این شرط در واقع شبکهای از الزامات و رویکردها و محاسبات را فراروی مخاطب قرار میدهد تا بر اساس عوامل و شرایط مندرج در آن «شبکه» نسبت به یک پدیدهی خاص؛ اعلام موضع گردد. به بیان دیگر؛ این «شرط» است که تفاوت بین یک «اظهارنظر کارشناسی» و یک «اظهارنظر غیر کارشناسی» را ایجاد میکند.
۳ – آنچه از اظهارات رئیس کارگروه اصلاح قراردادهای نفتی وزارت نفت برمیآید؛ این است که از نظر فنی؛ هیچ قضاوتی در مورد «ارزان بودن» و بالطبع گرانبودن تولید نفت خام ارائه نشده است.
ایشان به ارتباط فیمابین «جذابیت سرمایهگذاری» و «هزینهی استخراج» اشاره داشته است. از نظر منطقی نمیتوان این اظهارنظر کلی را به حوزهی «مصداقپروری» سوق داد.
فیالواقع بیان ارتباط این دو از طریق اعداد؛ نیازمند بررسیهای پیچیدهی اقتصادی و مالی است. هرگاه جذابیت سرمایهگذاری در یک کشور بالا باشد؛ هرگز نمیتوان انتظار داشت که الزاماً هزینهی استخراج نفت هم در آن کشور پایین است. این دو؛ مفاهیم جداگانهای هستند و تولید «مابهازای نظیر» در آنها؛ نیازمند بررسیهای دقیقتری است.
برای مثال؛ ورود به مبحث ریسکها (اعم از ریسکهای فنی، زمینشناسی، اقتصادی، سیاسی و …) خود به معنای حضور تعداد زیادی متغیرهای مختلف و متفاوتالرفتار است که صعوبت محاسبات و نتایج را به شدت بالا میبرد.
۴ – لازم است به عبارتها دقت بیشتری داشته باشیم. مفهوم قیمت تمام شده در کنار بهای تمامشده، اساساً به ترتیب در حوزهی علوم مالی و اقتصاد تعریف میشوند و الزاماً به معنای مترادف هم مستفاد نمیشوند. از سوی دیگر، قیمت در اقتصاد، یک مفهوم «نسبی» است و با معنای «بها» در حسابداری؛ تفاوتهایی دارد.
برای فهم دقیقتر میتوانیم به دو عبارت «افزایش قیمت» و «گرانی» اشاره کنیم که مفاهیم کاملاً گوناگونی را پوشش میدهند.
۵ – این رسانه ادعا کرده که «بررسیهای انجام شده از میادین مناطق نفتخیز جنوب کشور هم نشان می دهد در حال حاضر هزینه تولید هر بشکه نفت بین ۱.۵ تا ۱.۸ دلار در هر بشکه است.»!!
اکنون در برابر این سؤال قرار داریم که این «بررسی» را کدام مرجع کارشناسی و تخصصی انجام داده است؟
برای این بررسی؛ از چه مستنداتی استفاده شده و در چه مقطعی صورت گرفته است؟
اساساً در هنگام قیاس؛ باید «روششناسی» بررسی مقایسهای؛ به دقت تبیین شود. در اولین قدم باید مشخص گردد که هدف از ارائهی ارقام مقایسهای چیست؟
اما با فرض اینکه هدف از قیاس هم مشخص شده باشد، بایستی حتماً هرکجا که به ارقام اینچنینی اشاره میشود؛ الزاماً شیوهی بررسی هم تعیین گردد.
برای مثال در همین موضوع «قیمت تمامشدهی تولید نفت»، بین دو یا چند کشور، باید تکلیف چند چیز را مشخص کنیم:
– «الگوی تامین مالی سرمایهای و جاری» برای تولید نفت، چگونه است؟
– «نظام نرخهای ارزی و برابری پول داخلی و ارز خارجی» در دو کشور به چه شکل است.
– «دورهی مالی این بررسیهای مقایسهای»؛ ناظر بر چه مقاطعی است؟
– «شاخصهای اقتصادی» نظیر تورم و نرخ بهره و … در دو کشور در چه سطوحی تعریف شدهاند
– «میزان ارزشافزودهی بخش نفت» چگونه اندازه گرفته میشود؟
– «چه نسبتی در میزان تولید نفت» در بین دو کشور وجود دارد ؛ چرا که در این مورد، موضوع احجام به شدت تاثیرگذار هستند.
… و البته سؤالهای بسیار دیگری که در این مجال فرصت پرداختن به آنها نیست.
